خرید بک لینک
قوچ در فرهنگ تورکان بهعنوان نماد جوانمردی و قهرمان استفاده میشود. قوچهای سنگی هنوز بالای قبور باستانی دهات موجود است. قوچهای سنگی آثاری از ذوق و هنر دستان توانای نیاکان ما بودند که با آمیزهای از اعتقادات قومی و نقش و نگارها برای انتقال فرهنگ و هنر و تعیین قلمرو خود اقدام به حجاریها و تغییر شکل و فرم دادن بر روی سنگها شدند. قوچهای سنگی در ادوار مختلف تاریخ بهعنوان نماد قدرت و شکستناپذیری، سلامت و درمان ابدی و جاودانگی بر سر مزار افراد گوناگون از پهلوانان تا جنگآوران و بزرگان و اشراف و همچنین در میادین شهرها و روستاها، اماکن مقدس و عبادتگاهها قرار میگرفتند. قدمت قوچهای سنگی به دوران اساطیری ارتباط پیدا میکند و ربطی به آق قویونلوها یا قره قویونلوها ندارد. آ.م چای در مورد قوچهای سنگی مینویسد که تاریخ داش قوچها به دوران پروتو تورک میرسد. پروفسور آغاسی اوغلو در نظریه اورمو این نوع سنگها و اسلوبهای حیوانی را با مهاجرت ساکاها از آذربایجان به مناطق دیگر اوراسیا مرتبط میداند. به گفته کروپ نوف این نوع سنگها بیشتر در قفقاز جنوبی و در بین مردمی که به گوسفندداری مشغول بودند ایجادشده است با توجه به اینکه از دوران قدیم قوچها توتم و نماد قدرت شمرده میشدند، وجود آنها در هر نقطهای نشان از اهمیت آن محل دارد که نیاز به نیروی مرموز حفاظتی آنها داشته است. قرار دادن قوچها در گورستانها برای راندن ارواح خبیثه و شیاطین از آن محلها و حفاظت از ارواح پاک مردگان بوده است. حتی روایتهای وجود دارد که داش قوچ برای مردان داش قویون (گوسفند سنگی) برای زنان گذاشته میشد. قوچها عمدتاً روی به شرق و محل طلوع خورشید داشتند و اغلب از جنس سنگهای رسوبی بودند. در منطقه کهن آذربا

برچسب: نویسنده: نیکی اکبری‌پور تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 0:35

نوروز آیینی است كهن و ماندگار با تاریخی شكوهمند كه در گستره جغرافیایی ایران و غرب چين تا آناتولي، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بين النهرين در غرب و از سين كيانگ و آسياي مركزي در شمال شرق تا دامنه هاي شمالي قفقاز بزرگ در شمال و آسياي  صغير در شمال غربي را شامل ميشود . تاتارها، باشقوردها، دانوب،کیریم، هاکاسیا، قره چای– چرکس،گؤک اوغوز و مناطق مختلف بالکان، تركمنها،ازبكها، قره قالپاقها، قزاقها و قرقیزها، آذربایجانیها، تركهای شمال قفقاز از جمله آذربایجانیهای دربند در داغستان، فارسها ،افغانها، تاجیكها و كردها ، تاتها و تالشها و بلوچهای آسیای مركزی و قفقاز و تركهای آناتولی همه در باور به این آیین شكوهمند و در برگزاری آن با هم سهیمند و از مراسم «میر نوروزی» در قزاقستان تا پختن سمنو در جای جای این قلمرو در پیش باز به نوروز باستانی و عید نوزایی طبیعت و دگرگونی جان و تن و نبات و جماد به هم میپیوندند و تازه میگردند. این ویژگیهای رحمانی، الهی، فرهنگی و خدایی، راز ماندگاری این سنت از پیش از اسلام تا همین امروز و سالها و دهها و سدههای آینده است كه آیینها، سنتها، باورها و جشنهای آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شكران نعمات  الهی و دوستی و مهربانی و احترام به هم نوع و زدودن كدورتها و پاك و تازه گردانیدن  دلها و الهی شدن قلبهاست.واژه«بایرام»برابر نهاد واژه «عید»در زبان مردم آذربایجان است.این واژه از مصدر ترکی«بایراماق» یعنی جشن گرفتن گرفته شده است. برای معادل واژه «عید نوروز»در زبان مردم آذربایجان، واژه هایی چون«اوغوز بایرامی»در قدیم الایام «ایل بایرامی» یا «یاز بایرامی» یا«یئنی ایل بایرامی»واخیراً«نووروز بایرامی»وجود دارند.ترکان آلتای آنرا«ییلقایاک»،باشقوردها«هابان

برچسب: نویسنده: نیکی اکبری‌پور تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 0:35

صفحه بندی